تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 994

مساهمون:

ص٩٩٤
گمراهى كه در گمراهى خود غوطه مي‌خورد ، با پروردگارش مخالفت مي‌كند ، ادعاى چيزى را مي‌كند كه براى او نيست ، و حقّ كسى كه خداوند اطاعت از او را واجب گردانيده انكار مي‌كند . و در دختر رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) براى من الگويى نيكوست ، و جاهل جامه‌ى عمل خود را خواهد پوشيد ، و كافر خواهد دانست عاقبت [ نيك ] دنيا از آنِ كيست . خداوند ما و شما را به رحمت خود از تمامى مهالك ، بدي‌ها ، آفات و بلايا مصون دارد كه او بر اين امر ولايت دارد و بر هر آنچه بخواهد قادر است ، و ولى و حافظ ما و شما باشد ، و درود و رحمت و بركات خداوند بر تمام اوصياء و اولياء و مؤمنين باد . »

نهى از بردن نام امام ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) در غيبت صغري

كافى 1 / 333 از ابوعبد الله صالحى روايت مي‌كند : « پس از شهادت امام‌عسكري ( عليه السلام ) شيعيان از من خواستند نام و مكان حضرت را سؤال كنم ، جواب اينچنين آمد : اگر آنان را به سوى نام راهنمايى كنى آن را فاش كنند ، و اگر از مكان آگاه شوند بدان سو راه نمايند . . . در حديثى ديگر ابن رئاب از امام صادق ( عليه السلام ) نقل مي‌كند : كسى جز كافر ، نام صاحب اين امر را نمي‌برد . » كمال الدين 2 / 509 روايت مي‌كند : « احمد بن خضر بن ابو صالح خجندى در جستجو بر آمد و ترك وطن كرد تا برايش معلوم شود كه چه كند ، كه توقيعى چنين از صاحب الزمان ( عليه السلام ) برايش صادر شد : هركه جستجو كند ، در طلب بر آمده ، هر كه در طلب برآيد ، راه نمايد ، آنكه راه نمايد ، [ او را ] در معرض قتل قرار داده است ، و هر آنكه چنين كند ، شرك ورزيده . او هم دست نگاه داشت و بازگشت . » ( 1 ) كمال الدين 2 / 482 و 383 از على بن عاصم كوفى مي‌آورد : « در توقيعات صاحب الزمان ( عليه السلام ) چنين آمد : ملعون است ، ملعون است كسى كه در محفل مردم مرا نام برد . » نگارنده : اكثر فقهاى ما روايات نهى از نام بردن را مخصوص دوران غيبت صغرى دانسته‌اند ، آن هنگام كه دشمنان به دنبال ايشان بودند ، و به هر مكانى كه گمان مي‌كردند ايشان در آنجا حضور

هامش
( 1 ) . و نيز غيبت شيخ طوسى / 196