دستگاه حاكم و جستجوى امام بعد از شهادت پدر ( عليهما السلام )
كافى 1 / 525 از حسين بن حسن علوى نقل ميكند : « مردى از نديمان روزحسني ( 1 ) به شخصى كه همراه او بود گفت : او اموالى جمع ميكند و وكلايى دارد - و تمامى وكلا در نواحى مختلف را نام بردند - . اين خبر به عبيدالله بن سليمان وزير ( 2 ) رسيد ، او هم در صدد دستگيرى آنان بر آمد . خليفه گفت : به دنبال خود او بگرديد ، چون امر مهمى است . عبيدالله بن سليمان گفت : خود وكلا را دستگير ميكنيم ، خليفه گفت : نه ، بلكه افراد ناشناسى را با اموالى به سراغ آنها بفرستيد ، هركسى چيزى از آنها دريافت كرد دستگير شود . توقيعى [ از ناحيهى امام ] صادر شد و به وكلا فرمان ميداد از هيچ كسى چيزى دريافت نكنند و وانمود كنند چيزى نميدانند . مردى ناشناس در خلوت به محمد بن احمد گفت : با خود مالى دارم و ميخواهم آن را برسانم ، محمد هم گفت : اشتباه گرفتهاي ، من خبرى در اين باره ندارم ، آن مرد با نرمى و آرامى ادامه داد و اصرار كرد ، ولى محمد همچنان خود را به ناآگاهى ميزد . حكومت جاسوسهايش را پراكنده كرد ، ولى وكلا به خاطر آن فرمان دست نگه داشته بودند . » ( 3 )