تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 974

مساهمون:

ص٩٧٤

دستگاه حاكم و جستجوى امام بعد از شهادت پدر ( عليهما السلام )

كافى 1 / 525 از حسين بن حسن علوى نقل مي‌كند : « مردى از نديمان روزحسني ( 1 ) به شخصى كه همراه او بود گفت : او اموالى جمع مي‌كند و وكلايى دارد - و تمامى وكلا در نواحى مختلف را نام بردند - . اين خبر به عبيدالله بن سليمان وزير ( 2 ) رسيد ، او هم در صدد دستگيرى آنان بر آمد . خليفه گفت : به دنبال خود او بگرديد ، چون امر مهمى است . عبيدالله بن سليمان گفت : خود وكلا را دستگير مي‌كنيم ، خليفه گفت : نه ، بلكه افراد ناشناسى را با اموالى به سراغ آنها بفرستيد ، هركسى چيزى از آنها دريافت كرد دستگير شود . توقيعى [ از ناحيه‌ى امام ] صادر شد و به وكلا فرمان مي‌داد از هيچ كسى چيزى دريافت نكنند و وانمود كنند چيزى نمي‌دانند . مردى ناشناس در خلوت به محمد بن احمد گفت : با خود مالى دارم و مي‌خواهم آن را برسانم ، محمد هم گفت : اشتباه گرفته‌اي ، من خبرى در اين باره ندارم ، آن مرد با نرمى و آرامى ادامه داد و اصرار كرد ، ولى محمد همچنان خود را به ناآگاهى مي‌زد . حكومت جاسوس‌هايش را پراكنده كرد ، ولى وكلا به خاطر آن فرمان دست نگه داشته بودند . » ( 3 )

سلطه مانع زيارت قبر امام‌حسين و امام موسى بن جعفر ( عليهم السلام ) مي‌شود

كافى 1 / 525 از على بن محمد روايت مي‌كند : « توقيعى از ناحيه‌ى مقدسه صادر شد كه از زيارت مقابر قريش [ كاظمين ] و امام‌حسين ( عليه السلام ) نهى مي‌كرد . پس از چند ماه وزير [ فضل بن جعفر بن فرات ] ، باقطائى را فراخواند و به او گفت : بنى فرات [ خانواده‌ى وزير ] و برسيان را ملاقات كن و بگو : به زيارت مقابر قريش نروند ، زيرا خليفه فرمان داده در جستجوى كسانى كه به زيارت مي‌روند برآمده ، دستگيرشان كنند . » ( 4 )
هامش
( 1 ) . گويا از حاكمان سامرا بوده است ، وافى 3 / 880 . م
( 2 ) . وزير معتضد عباسى از سال 278 تا سال 288 ، ر . ك به ذيل تاريخ بغداد 2 / 40
( 3 ) . مشابه آن اعلام الورى / 421 ، تقريب المعارف / 197 ، اثبات الهداة 3 / 665 و بحار 51 / 310
( 4 ) . تقريب المعارف / 179 ، ارشاد / 356 ، غيبت شيخ طوسى / 172 ، الخرائج و الجرائح 1 / 465 ، اعلام الورى / 421 ، اثبات الهداة 3 / 665 و كشف الغمة 3 / 246