تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 886

مساهمون:

ص٨٨٦

برگزيده‌ى كنيزان - مقصود ايشان قائم از فرزندان خويش است - ، آنان را به ذلت مي‌كشاند و جام صبر ( 1 ) مي‌نوشاند ، و تنها با شمشير به استقبالشان مي‌رود . در آن هنگام فاجران قريش آرزو كنند كه كاش مي‌توانستند دنيا و ما فيها را بدهند و او از آنها گذشت كند ، [ ولي ] او دست از آنان برنخواهد داشت تا آنكه خدا راضى شود . » مقتضب الاثر / 31 از ابن ابى جحيفه‌ى سوائي ، حارث همدانى و حارث بن شرب كه نزد اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) حضور داشتند روايت مي‌كند : « چون پسرش حسن ( عليه السلام ) مي‌آمد مي‌فرمود : اى پسر رسول‌خدا ! خوش آمدي ، و هنگامى كه حسين ( عليه السلام ) مي‌آمد مي‌فرمود : پدر و مادرم فدايت اى پدر پسر برگزيده‌ى كنيزان ! گفته شد : يا اميرالمؤمنين ! چرا درباره‌ى حسن چنان مي‌گوييد و در مورد حسين چنين ؟ و پسر برگزيده‌ى كنيزان كيست ؟ فرمودند : آن گمشده‌ى رانده و آواره ، محمد بن حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين ، و دست خود را بر سر حسين ( عليه السلام ) نهادند . » غيبت نعمانى / 228 از عبد الرحيم قصير روايت مي‌كند : « به امام باقر ( عليه السلام ) گفتم : اين فرموده‌ى اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) : پدرم فداى پسر برگزيده‌ى كنيزان ، آيا مقصود فاطمه ( عليها السلام ) است ؟ فرمودند : فاطمه برگزيده‌ى آزادان است ، او [ مهدي ] . . . [ سفيد ] مايل به سرخى است ، خدا فلانى را رحمت كند . » ارشاد 2 / 382 از جابر جعفى از امام باقر ( عليه السلام ) نقل مي‌كند : « عمر بن خطاب از اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) سؤال كرد و گفت : بگو : مهدى چه نام دارد ؟ ايشان فرمودند : حبيبم ( صلى الله عليه وآله ) با من عهد فرموده كه سخنى از نامش نگويم تا زمانى كه خداوند او را مبعوث كند . عمر گفت : از اوصافش بگو ، ايشان فرمودند : او جوانى است ميان بالا ، با چهره و مويى زيبا كه بر شانه‌هايش فرو مي‌ريزد ، و نور صورتش سياهى موهاى سر و محاسنش را تحت الشعاع قرار مي‌دهد ، پدرم فداى پسر برگزيده‌ى كنيزان . » ( 2 )

هامش
( 1 ) . شيره‌ى تلخ درختى است .
( 2 ) . و نيز كمال الدين 2 / 648 ، غيبت شيخ طوسى / 470 ، الانوار المضيئة / 56 ، روضة الواعظين / 266 ، عقد الدرر / 41 ، فرائد فوائد الفكر / 4 و اعلام الورى / 434
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 886 | الشيخ علي الكوراني العاملي