غيبت امام ( عليه السلام ) به سبب ظلم اهل زمين
غيبت نعمانى / 141 از مفضل بن عمر از امام صادق ( عليه السلام ) روايت ميكند : « يك روايت كه آن را بفهمي ، بهتر از نقل ده روايت است . براى هر حقّى حقيقتى است و هر [ اعتقاد ] درستى نورى دارد . آنگاه فرمودند : به خدا سوگند ما كسى از شيعيانمان را فقيه به حساب نميآوريم ، مگر پس از آنكه براى او سخنى با رمز و كنايه گفته شود و او آن را بفهمد . اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) بر منبر كوفه فرمودند : در پشت سر شما فتنههايى تاريك و كور خواهد بود كه تنها نُوَمه از آن نجات يابند ، گفته شد : يا اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) نومه چيست ؟ فرمودند : كسى است كه مردم را ميشناسد ، ولى مردم او را نميشناسند . و بدانيد زمين از حجت خداى عزوجل خالى نخواهد بود ، ولى خدا خلق خود را از او نابينا ميكند ، و اين بابت ظلم و جور آنان و زياده روى آنان بر خودشان است ، و اگر زمين يك لحظه از حجت خدا خالى شود ، اهلش را فرو ميبرد . حجت خدا مردم را ميشناسد ولى آنها او را نميشناسند ، همانگونه كه يوسف مردم را ميشناخت ولى آنان او را نميشناختند ، سپس اين آيه را تلاوت كردند : يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ، ( 1 ) دريغا بر اين بندگان ! هيچ فرستادهاى بر آنان نيامد مگر آنكه او را ريشخند ميكردند . »