قسطنطنيه داريد و نه روم ، پس هر كه خواست فرار كند !
مسلمانان هم از يكديگر يارى ميطلبند ، و اهل عدن ابين به يارى آنان ميآيند . مسلمانان گويند : به سراغ اينان برويد و سلاح واحد باشيد . آنها يك ماه ميجنگند تا جايى كه سم مركبها در خون فرو رود . مؤمن در آن روز فلان مقدار پاداش بيش از پيشينيان دارد - مگر از صحابه ( ! ) - . روز آخر آن ماه خدا ميگويد : امروز شمشيرم را بيرون ميكشم ، دينم را يارى كرده ، از دشمنم انتقام ميگيرم ، خدا آنان را شكست ميدهد و قسطنطنيه فتح ميگردد . اميرشان گويد : امروز ديگر محدوديتى نيست و با سپرهايشان طلا و نقرهى غنيمت را تقسيم ميكنند ، ولى ناگهان ندا ميشود : دجال وارد خانههايتان شده است . »
ببينيم چگونه كعب و شاگردانش به دروغ پردازى و افسانه سرايى پرداختهاند ، و حديث نبوى دربارهى حضرت مهدي ( عليه السلام ) و روم را دگرگون ساختهاند !
كعب ميپندارد مركز مسلمين دمشق است
مسند الشاميين 1 / 335 از ابو الدرداء از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) : « روز جنگ ، خيمه گاه مسلمانان در كنار شهرى به نام دمشق است ، آن شهر يكى از بهترين شهرهاى شام است . »
همان 2 / 266 : « روز بزرگترين نبرد ، در منطقهى غوطه شهرى است به نام دمشق ، آن شهر بهترين منزلگاه مردمان آن روز است . »
المستدرك 4 / 486 نقل ميكند و صحيح ميشمارد : « روز نبرد سخت ، خيمه گاه مسلمين زمينى به نام غوطه است . » !
جامع المسانيد 15 / 39 : « دمشق در ملاحم ، يكى از بهترين منزلگاههاى مسلمانان است . » ( 1 )
كعب همچنان ميپندارد و ميبافد ، و دروغهايش حديث نبوى ميشود !
او معتقد است يهوديان بنى اسحاق - و نه مسلمين - قسطنطنيه را فتح ميكنند ، و اين امر به حديثى نبوى مبدّل ميگردد ! صحيح مسلم 4 / 2238 از ابو هريره از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) روايت ميكند : « آيا
هامش
( 1 ) . ر . ك به سنن ابو داود 4 / 111 ، الملاحم ابن منادى / 37 و . . .