امام مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) گذشت . علامهى مجلسي ( رحمه الله ) در بحار الانوار 52 / 307 از ابو بصير از امام باقر ( عليه السلام ) روايت ميكند : « قائم ( عليه السلام ) به ياران ميفرمايد : اى قوم ! اهل مكه مرا نميخواهند ، ليكن من كسى را به سوى آنان ميفرستم تا به آنچه از چون منى براى اتمام حجّت بر آنان ميشايد ، اتمام حجّت كنم . او مردى از يارانش را فرا ميخواند و به دو ميفرمايد : نزد اهل مكه برو و بگو : اى اهالى مكه ! من فرستادهى فلانى به سوى شما هستم ، او ميگويد : ما اهلبيت رحمت و معدن رسالت و خلافتيم ، ما دودمان محمّد و سلالهى پيامبران هستيم ، بر ما ظلم كردند ، ستم روا داشتند و مقهور نمودند ، از زمانى كه پيامبرمان از دنيا رفت تا امروز حقّ ما را ربودهاند ، ما از شما يارى ميطلبيم ، پس ياريمان كنيد . چون آن جوان اين مطالب را ميگويد به سراغش ميآيند و بين ركن و مقام او را سر ميبرند ، و او همان نفس زكيه است . وقتى اين خبر به امام ميرسد به اصحاب خود ميفرمايد : آيا به شما نگفتم اهل مكه ما را نميخواهند ؟ آنها او را رها نميكنند تا خروج كند . او هم از گردنهى طوي ( 1 ) در ميان سيصد و سيزده مرد به تعداد اهل بدر فرود ميآيد . به مسجد الحرام ميآيد و در كنار مقام ابراهيم ( عليه السلام ) چهار ركعت نماز ميگزارد و پشت خود را به حجر الاسود ميدهد . سپس حمد و ثناى الهى به جاى آورده ، پيامبر را ياد ميكند ، بر ايشان درود ميفرستد ، و سخنى ميگويد كه احدى از مردم نگفته است . »
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 587
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٥٨٧
غيبت نعمانى / 262 از ابو بصير از امام باقر ( عليه السلام ) نقل ميكند : « قائم ( عليه السلام ) در سالى فرد قيام ميكند ؛ نه ، يك ، سه و پنج . »
ارشاد / 361 از همو از امام صادق ( عليه السلام ) : « قائم ( عليه السلام ) تنها در سالى فرد خروج خواهد كرد ؛
سال يك ، يا سه ، پنج ، هفت و يا نه . »
هامش
( 1 ) . يكى از راههاى ورود به مكه