تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩

كلب هستند و اين آيه درباره‌ى آنها فرود آمده است : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقاً لِمَا مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا . . . ، ( 1 ) اى كسانى كه به شما كتاب داده شده است ، به آنچه فرو فرستاديم و تصديق‌كننده‌ى همان چيزى است كه با شماست ايمان بياوريد ، پيش از آنكه چهره‌هايى را محو كنيم و در نتيجه آنها را به قهقرا بازگردانيم تا آخر آيه . قائم آن روز در مكه است ، پشت خود را به بيت الحرام تكيه داده و بدان پناه آورده است و ندا مي‌دهد : اى مردم ! ما از خدا و مردمانى كه ما را اجابت كنند يارى مي‌جوييم ، چرا كه ما اهل‌بيت پيامبرتان و نزديك‌ترين مردم به خدا و حضرت محمد ( صلى الله عليه وآله ) هستيم . . . » الفتن 1 / 285 سخنى را از ارطاة نقل مي‌كند كه در آن نبرد قرقيسيا با سفيانى مرتبط است و ترك و روم نيز در آن نقش آفرينى مي‌كنند ، لكن كلامى بي‌سند و بريده است . رواياتى ديگر نيز آن را به گنجى كه بر سر آن اختلاف واقع مي‌شود ربط داده است ، از جمله : الفتن 1 / 239 ، مشابه آن / 335 و 2 / 611 از رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) نقل مي‌كند : « فرات كوهى از طلا و نقره را نمايان مي‌كند كه براى رسيدن به آن ، از هر نه نفر ، هفت نفر كشته مي‌شوند . اگر آن را درك كرديد ، بدان نزديك نشويد . . . فتنه چهارم ، هيجده سال امتداد مي‌يابد و در حالى تمام مي‌شود كه فرات ، كوهى از طلا را نمايان كرده است . امّت بر آن هجوم مي‌برند و از هر نه نفر ، هفت نفر كشته مي‌شوند . » همان 1 / 82 از حضرت امير ( عليه السلام ) : « سفيانى بر شام غلبه مي‌يابد ، سپس بين آنان در قرقيسيا نبردى رخ مي‌دهد و چنان مي‌شود كه پرندگان آسمان و درندگان زمين از لاشه‌هاى آنان سير مي‌شوند . آنگاه در مركزشان مشكلى به وجود مي‌آيد . لذا گروهى از آنها مي‌آيند تا آنكه وارد سرزمين خراسان شوند . لشكر سفيانى در طلب اهل خراسان مي‌آيند و شيعيان آل محمد را در كوفه مي‌كشند . سپس اهل خراسان در طلب مهدى خارج مي‌شوند . » ( 2 ) اگر روايات جنگ بر سر اين گنج صحيح باشد ، احتمال آن مي‌رود كه اين گنج نفت و يا معدن طلا باشد كه دولت‌ها بر سر تصاحب آن با هم درگير مي‌شوند . طرف مقابل سفيانى در آن نبرد

هامش
( 1 ) . سوره‌ى نساء / 47
( 2 ) . و نيز المستدرك 4 / 501 و عقد الدرر / 87