بيرق رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) و فرشتگان مربوط به آن همراه امام مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف )
غيبت نعمانى / 307 از ابو بصير روايت ميكند : « امام صادق ( عليه السلام ) فرمودند : قائم ( عليه السلام ) خارج نميشود تا آنكه حلقه كامل گردد . پرسيدم : حلقه چه تعداد است ؟ فرمودند : ده هزار . جبرئيل سمت راست او و ميكائيل در سمت چپ حضور دارند . آنگاه پرچم را تكان داده آن را
[ با خود ] ميبرد ، پس احدى در مشرق و مغرب نخواهد ماند مگر آنكه آن را لعنت كند . آن ، پرچم رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) است كه جبرئيل روز بدر آورد .
در ادامه فرمودند : اى ابا محمد ! به خدا سوگند كه پنبه ، كتان ، ابريشم و حرير نيست ، عرض كردم : پس از چيست ؟ فرمودند : از برگ بهشت . رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) روز بدر آن را گستردند ، آنگاه پيچيده به حضرت علي ( عليه السلام ) سپردند و نزد ايشان بود تا آنكه روز بصره [ جنگ جمل ] فرا رسيد . ايشان آن را گستردند و خداوند فتح و ظفر را برايشان آورد ، سپس آن را در هم پيچيدند .
آن بيرق نزد ما در آنجاست ، كسى آن را باز نميكند تا آنكه قائم قيام كند . پس چون قيام كند آن را ميگسترد ، و كسى در مشرق و مغرب نخواهد ماند جز آنكه آن را لعن كند . رعب يك ماه جلو ، يك ماه پشت سر ، يك ماه در طرف راست و يك ماه در طرف چپ آن حركت
خواهد نمود .
آنگاه فرمود : اى ابا محمد ! او طالبِ خون ، خشمگين و اندوهگين خروج ميكند ، و اين بابت خشم خدا بر اين خلق است . پيراهنى كه رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) روز احد در بر داشتند را در بر دارد . عمامهى سحاب ، زره سابغه و شمشير ايشان ذو الفقار را دارد .
شمشير آخته را هيجده ماه بر شانه ميگذارد و ميكشد . اولين كارى كه ميكند آن است كه به سراغ بنى شيبه رفته دستهايشان را قطع كرده و در كعبه ميآويزد و منادى ايشان ندا ميكند : اينان سارقان بيت الله هستند . در ادامه به سراغ قريش و تنها با شمشير به مواجههى آنان ميرود . قائم خارج نميشود تا آنكه دو نامه يكى در بصره و ديگرى در كوفه در بيزارى جستن از حضرت امير ( عليه السلام ) خوانده شود . »
شايد عبارت اخير اشاره به بتريه و خوارج باشد .