در روايتى ديگر ايشان فرمودند : بالاترين گرفتارى آن است كه امامشان به صورت جوان ميآيد و حال آنكه او را پيرمرد ميانگاشتند . » ( 1 )
3 . سفيد مايل به سرخي
كمال الدين 2 / 653 روايت ميكند كه حضرت امير ( عليه السلام ) بر منبر فرمودند : « در آخرالزمان مردى از فرزندان من قيام ميكند . او سفيد مايل به سرخى است ، . . . رانهايى ستبر دارد ، استخوانهاى شانهاش بزرگ است ، در پشت خود دو خال دارد كه يكى به رنگ پوست اوست و ديگرى مانند خال پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) .
او دو نام دارد : يكى پنهان و ديگرى آشكار . آنكه پنهان است احمد و آنكه آشكار است محمد .
چون پرچمش را به اهتزاز در آرد ، ميان مشرق و مغرب را روشن ميكند . او دستش را بر روى سر بندگان ميگذارد و به دنبال آن هيچ مؤمنى نخواهد بود مگر آنكه دلش از پارهى آهن سختتر ميشود و خدا به دو نيروى چهل مرد ميدهد . هيچ مردهاى نخواهد بود مگر آنكه سرورِ اين امر به قبرش وارد ميشود . آنان در قبرها با هم ديدار ميكنند و به قيام قائم ( عليه السلام ) بشارت ميدهند . » ( 2 )
4 . چشمان او گود ، ابروانش بر آمده و ميان دو شانهاش عريض است
غيبت نعمانى / 215 از حمران بن اعين نقل ميكند : « به امام باقر ( عليه السلام ) گفتم : فدايتان گردم ، من بر كمر خود كيسهاى كه در آن هزار دينار بود بسته و وارد مدينه شدم ، و با خدا عهد كرده بودم كه دينار دينار آن را بر در خانهى شما انفاق كنم ، مگر آنكه سؤالم را پاسخ دهيد !
امام ( عليه السلام ) فرمودند : بپرس و پاسخ بگير ، و دينارهايت را انفاق نكن . عرضه داشتم :
شما را به خويشاوندى با رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) قسم ميدهم ، آيا صاحب الامر و قائم شماييد ؟ فرمودند : نه . گفتم : پدر و مادرم فدايت ، او كيست ؟ ايشان فرمودند : او به سرخى مايل ،
هامش
( 1 ) . عقد الدرر / 41 و منتخب الانوار / 188 و نيز ر . ك به غيبت شيخ طوسى / 259
( 2 ) . و نيز اعلام الورى / 434 ، الخرائج و الجرائح 3 / 119 ، اثبات الهداة 3 / 490 و بحار الانوار 51 / 35