تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩

كه چهره‌اش سياه است ، و در پى آن دخترى برايش زاده شد ، و در بيدارى چنين شد ! ( 1 ) او به دنبال فرصتى بود تا عيسى پسر عموى پدر و ولى عهد خود را از بين برد ، همو كه خود را از قدرت خلع كرده بود ، در نتيجه او را به هلاكت رساند و پسرش موسى را ولى عهد خود كرد . ( 2 ) او زمام امور دولت را به همسرش خيزران سپرد ( 3 ) ، و در جبال ايران شهر سيروان را بنا كرد و در همان جا مرد و مدفون شد . ( 4 ) وى ده سال حكومت كرد و در سال 169 در سنّ 43 سالگى مرد . ( 5 ) از اين رو نواصب مجبور شدند اعتراف كنند به اينكه او مهدى موعود نبوده است ! ( 6 )

11 . هارون الرشيد به دروغ پدر و جدّش اعتراف مي‌كند !

اعلام الورى / 365 از سليمان بن اسحاق بن سليمان بن على بن عبدالله بن عباس آورده است : « پدرم برايم نقل كرد : روزى نزد رشيد بودم كه سخن از مهدى و عدالتش به ميان آمد و در اين باره بسيار سخن گفته شد . او گفت : گمان مي‌كنم شما مي‌پنداريد او پدر من مهدى است ! او از پدرش از پدربزرگش از ابن عباس از عباس برايم روايت كرد كه رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) به او فرمودند : اى عمو ! از نسل من دوازده خليفه خواهند بود ، آنگاه امورى زشت ، سخت و دشوار جلوه خواهد كرد ، سپس مهدى از فرزندان من قيام مي‌كند و خداوند در يك شب امر او را مهيا مي‌سازد . او زمين را - همان سان كه از ظلم آكنده شده - از عدالت پر خواهد نمود . و هر آن مقدار كه خدا بخواهد در زمين درنگ خواهد كرد ، آنگاه دجال خروج مي‌كند . » ( 7 )
هامش
( 1 ) . الكنى و الالقاب 1 / 319
( 2 ) . تهذيب المقال 2 / 320
( 3 ) . تاريخ طبرى 3 / 466
( 4 ) . صبح الاعشى 4 / 368
( 5 ) . الاخبار الطوال / 386
( 6 ) . منهاج السنة 4 / 98 و البداية و النهاية 6 / 277
( 7 ) . و نيز مناقب ابن شهر آشوب 1 / 292 و العدد القوية / 89