تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1191

مساهمون:

ص١١٩١
بدون آنكه آن را بيان كنم برايم درخواست دعا كند ، لذا صدا زدم : خداوند عمر آقايمان را طولانى گرداند ، من نيز حاجتى دارم ، دعا براى گشايش در امرى مهم . او هم برگه‌اى را كه در آن درخواست آن مرد را نوشته بود ، برداشت و نوشت : زرارى درباره‌ى امرى مهم خواهان دعاست ، و آن را پيچيد ، ما هم برخاستيم و بيرون رفتيم . چند روز بعد رفيقم گفت : آيا نزد ابو جعفر برويم و در مورد درخواست‌هايمان بپرسيم ؟ لذا نزد او آمديم . هنگامى كه نشستيم آن برگه را بيرون آورد . در آن پاسخ سؤالات بسيارى آمده بود . رو كرد به رفيقم و جواب سؤالش را داد . بعد از آن به من رو كرد و چنين خواند : اما زرارى و جريان زوج و زوجه ؛ خداوند ميان آن دو آشتى برقرار كند . من مبهوت ماندم ، با رفيقم برخاستيم و بيرون آمديم ، او گفت : شگفت زده شدي ! من گفتم : امرى شگفت انگيزتر از آن رخ داد ، گفت : چه ؟ گفتم : رازى بود كه جز خدا و من كسى از آن آگاهى نداشت ولى او خبر داد . گفت : آيا در مورد ناحيه ترديد داري ؟ الآن بگو ببينم ماجرا چه بوده ، من هم برايش تعريف كردم ، او هم شگفت زده شد . به كوفه كه بازگشتيم به خانه‌ام آمدم . مادر ابو العباس غضب كرده و نزد خانواده‌اش رفته بود . اما يكباره آمد و از من درخواست كرد از او راضى شوم ، پوزش خواست ، و تا زمانى كه مرگ ميان ما فاصله انداخت ، در هيچ امرى با من مخالفت نكرد . » نگارنده : از اين گزارش ظاهر مي‌شود كه شلمغانى نامه‌ها و سؤالات را كه اين مورد يكى از آنها بوده ، مي‌رسانده است ، لذا انحراف وى پس از اين زمان بوده ، يعنى زمانى كه حسين بن روح در زندان خانه‌ى مقتدر كه زندانى سياسى بود - و پيشتر گذشت - محبوس بود . غيبت شيخ طوسى / 307 از حسن بن جعفر بن اسماعيل بن صالح صيمرى نقل مي‌كند : « هنگامى كه شيخ ابو القاسم حسين بن روح - كه خدايش راضى باشد - توقيع لعن ابن ابى عزاقر را فرستاد ، در ذى الحجه سال 312 از زندانش در خانه‌ى مقتدر ، براى استاد ما ابو على بن همام ( رحمه الله ) فرستاد . ابو على هم آن را بر من املاء كرد و به من خبر داد كه ابو القاسم به خاطر آنكه دستگير شده و در حبس است ، در مورد ترك اظهار آن كسب تكليف كرد ، لكن مأمور شد آن را اظهار كند و نهراسد . ايشان پس از مدتى كوتاه از زندان رهايى يافت ، و الحمد لله . »