تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1171

مساهمون:

ص١١٧١
بغدادى دشمنند . پس نزديك بود با يكديگر درگير شويم و گريبان هم را بگيريم . ابوبكر بغدادى در قلّت دانش و مروّت مشهور است ، و جنون ابو دلف بسيار ، در اين كتاب در اين باره سخن نمي‌گوييم . ابن نوح برخى از آن موارد را ذكر كرده است . »

حسين بن منصور حلاج

1 . عموم مورخان و فقهاى مذاهب ، متفق و معتقدند حلاج ادعاهايى بزرگ داشت كه موجب خروج وى از اسلام شد . او مدعى شد وكيل امام مهدي ( عليه السلام ) است ، بعدها هم ادعاى الوهيت نمود ! ( 1 ) با اين وجود برخى صوفيان ، عارفان ، غربيان و كسانى كه تحت تأثير آنهايند ، او را ستوده ، بزرگ انگاشتند ! 2 . عموم فقيهان ما بر مذمت وى اتفاق نظر دارند ، و او را در زمره‌ى كسانى به شمار آورده‌اند كه توقيعى از امام مهدي ( عليه السلام ) در لعن و برائت از وى صادر شده است ، شيخ طوسي ( رحمه الله ) در غيبت / 401 مي‌نگارند : « مذمومانى كه به دروغ و افترا ، ادعاى بابيت و سفارت كردند - خدايشان لعنت كند - ؛ يكى از آنان حسين بن منصور حلاج است . حسين بن ابراهيم ، از ابو العباس احمد بن على بن نوح ، از ابو نصر هبة الله بن محمد كاتب پسر دختر ام كلثوم دختر ابو جعفر عمرى برايم نقل كرد : هنگامى كه خداى تعالى خواست حقيقت امر حلاج را آشكار كند ، و او را رسوا و خوار گرداند ، چنين شد : حلاج به گمان خود و به جهت جهالت مفرطى كه داشت ، پنداشت نيرنگ و حيله‌اش در ابو سهل اسماعيل بن على نوبختى - كه خدا از او راضى باشد - نيز اثر مي‌كند . از اين رو نامه‌اى فرستاد و ايشان را طلبيد تا نيرنگ زند ، و به وسيله‌ى فريب ايشان - كه در ميان مردم از مكانتى برخوردار بود ، و در علم و ادب براى خود منزلتى داشت - بتواند ديگران را نيز در سلك خود درآورده ، به مقصود خود كه حيله كردن با ضعيفان و گسترش باطل بود ، دست يابد . او در نامه‌اش نوشته بود : من وكيل صاحب الزمان ( عليه السلام ) هستم - وى با اين سخن ابتدا

هامش
( 1 ) . الاثنا عشرية شيخ حر عاملى / 52