تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1163

مساهمون:

ص١١٦٣
بشر بن يزيد ، لذا از هم گسستند . از جمله‌ى آنان احمد بن هلال كرخى است . ابو على بن همام گويد : احمد بن هلال از اصحاب امام‌عسكري ( عليه السلام ) بود . شيعيان [ پس از جناب عثمان بن سعيد ، ] بر وكالت محمد بن عثمان گرد آمدند و اين بابت تصريح امام‌عسكري ( عليه السلام ) در دوران حياتشان بود . آنها به احمد بن هلال گفتند : آيا سفارت ابو جعفر محمد بن عثمان را با وجود تصريح امامى واجب الاطاعة نمي‌پذيري ؟ ! وى پاسخ داد : نشنيدم كه به وكالت او تصريح كنند ، البته منكر وكالت پدرش - يعنى عثمان بن سعيد - نيستم ، اما جرأت اين را ندارم كه بگويم ابو جعفر وكيل صاحب الزمان است . شيعيان گفتند : ديگران كه شنيده‌اند ، او گفت : شماييد و آنچه شنيده‌ايد ، و خود در اين مسئله متوقف ماند . شيعيان هم او را لعنت كردند و بيزارى جستند . پس از مدتى به واسطه‌ى ابو القاسم بن روح ، توقيعى در لعن و برائت از وى در جمله‌ى كسانى كه لعن شده بودند ، صادر شد . يكى ديگر از آنها ابو طاهر محمد بن على بن بلال است . جريانى كه ميان او و ابو جعفر محمد بن عثمان - كه خدا چهره‌اش را نورانى كند - گذشت و او حاضر به تسليم اموال امام ( عليه السلام ) نشد و ادعاى وكالت كرد ، تا آنكه شيعيان او را لعنت كرده از او بيزارى جستند ، و توقيعى از صاحب الزمان ( عليه السلام ) در مورد او صادر شد ، معروف است . ابو غالب زراري ، از ابو الحسن محمد بن محمد بن يحيى معاذى نقل مي‌كند : مردى از شيعيان به ابو طاهر بن بلال پيوسته بود ، اما پس از مدتى به ميان ما بازگشت . علت را جويا شديم و گفت : روزى نزد ابو طاهر بن بلال بودم و برادرش ابو طيب ، ابن حرز و جماعتى حضور داشتند ، پسرى وارد شد و گفت : ابو جعفر عمرى بر در خانه است . آن جماعت هراسان شدند و به خاطر جريانات گذشته ، خوشايندشان واقع نشد . ابو طاهر اذن ورود داد . ابو جعفر وارد شد ، ابو طاهر و آن جماعت ايستادند و او در بالاى مجلس ، و ابو طاهر هم در مقابل ايشان نشست . بعد از آنكه آن جماعت ساكت شدند ، ابو جعفر فرمود : اى ابو طاهر ! تو را به خدا قسم مي‌دهم ، آيا صاحب الزمان ( عليه السلام ) به تو فرمان نداد اموالى را كه نزد توست به من بسپاري ؟ وى گفت : آري ، پس ابو جعفر - كه خدايش رضا باشد - برخاست و رفت .
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1163 | الشيخ علي الكوراني العاملي