تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1161

مساهمون:

ص١١٦١
سؤالى پرسيده باشم ] به من نوشتند : نزد خدا از فهرى و حسن بن محمد بن بابا قمى بيزارى مي‌جويم ، پس از اين دو بيزار باش كه من ، تو و جميع پيروانم را هشدار مي‌دهم ، من آن دو را لعن مي‌كنم ، لعنت خدا بر آنان باد . آن دو به [ نام ] ما از مردم ارتزاق مي‌كنند ، دو فتنه انگيز آزار دهنده ، خدا آنان را بيازارد و در فتنه سرنگونشان كند . ابن بابا مي‌پندارد من او را به پيامبرى فرستاده‌ام و او باب است ! لعنت خدا بر او باد ، شيطان او را تسخير خود كرد و به گمراهى در آورد . خدا لعنت كند هر كسى را كه اين سخن را از او بپذيرد . اى محمد ! اگر توانستى سر او را با سنگى بشكني ، بشكن ، زيرا او مرا آزرده است ، خدا در دنيا و آخرت او را بيازارد . . . » نگارنده : اشخاص ديگرى هم هستند كه به الوهيت امامان ( عليهم السلام ) و يا حلول خداوند در آنان معتقد شدند . هدف بيشتر آنها اين بود كه بدين واسطه بتوانند ادعا كنند ، خدا ، روح پيامبر يا امامان ( عليهم السلام ) در آنها حلول كرده است ! اغلب اين افراد در عصر خود معروف و مشهور بوده‌اند ، حتى برخى از آنان توسّط خلفا و يا وزيران ، پشتيبانى مي‌شده‌اند . اين خطّ انحرافي ، بعد از شهادت امام‌عسكرى و غيبت امام عصر ( عليهما السلام ) نيز باقى ماند ، و بارزترين مدعيان عبارتند از : شريعى يا سريعي ، نصيرى نميري ، حلاج ، شلمغاني ، ابن هلال كرخي ، ابن بلال ، ابوبكر بغدادى و ابو دلف مجنون .

شريعي ، نميري ، كرخي ، بغدادى و مجنون

شيخ طوسي ( رحمه الله ) در غيبت / 397 مي‌نويسد : « سخن از مذمومينى كه به دروغ و افترا ، مدعى بابيت و سفارت شدند - خدايشان لعنت كند - ؛ نخستين نفر آنان معروف به شريعى است . جماعتي ، از ابو محمد تلعكبري ، از ابو على محمد بن همام برايم چنين نقل كردند : كنيه‌ى شريعى ابو محمد بود . هارون گويد : به گمانم حسن نام داشت . وى از اصحاب امام هادى و پس از ايشان از اصحاب امام‌عسكري ( عليهما السلام )