و ظهور تنها بعد از اذن خداست - كه يادش بلند است - كه پس از طولانى شدن مدت ، سخت شدن دلها و پر شدن زمين از ستم خواهد بود . كسانى نزد شيعيان من خواهند آمد كه ادعاى مشاهده ميكنند ، بدانيد ! هر كس پيش از خروج سفيانى و فرياد ، ادعاى مشاهده كند كذاب و افترازن است ، و لا حول و لا قوة إلا بالله العلى العظيم . از روى توقيع نوشتند و از نزد ايشان بيرون آمدند . روز ششم حضور ايشان رسيدند و در حال جان كندن بود ، پرسيدند : جانشين شما كيست ؟ فرمود : خداوند امرى دارد كه آن را به سرانجام ميرساند ، و از دنيا رفت ، و اين آخرين سخنى بود كه از ايشان شنيديم ، خدا از او راضى باشد و او را نيز راضى گرداند . » ( 1 ) شيخ صدوق ( رحمه الله ) اين جريان را با يك واسطه از سمرى نقل ميكند ، يعنى حسن [ حسين ] بن احمد مكتّب كه شيخ صدوق در كتب خويش با احترام از او ياد ميكند و رضايت الهى را براى او خواستار ميشود . ابن حجر در لسان الميزان 2 / 271 دربارهاش مينويسد : « على بن حكم در مشايخ الشيعة گويد : وى در قم ساكن بوده و كتابى نيكو در فرائض نگاشته است ، ابو جعفر محمد بن على بن بابويه از او فرا ميگرفته و او را عظيم ميشمرده است . » ( 2 ) نگارنده : شبههاى براى برخى پيش آمده و تصور كرده اين حديث بر عدم امكان مشاهدهى امام ( عليه السلام ) در دوران غيبت كبرى دلالت دارد ، و اين ناشى از فهم ناصحيح فقرهى اخير توقيع ، و تفسير نادرست مشاهده به ديدن است ، و حال آنكه مشاهده ، حضور مستمر نزد امام ( عليه السلام ) و به عبارت ديگر ادعاى سفارت است . علاوه بر آنكه از عبارت : نزد شيعيان من خواهد آمد ، نيز غفلت كرده است ، امرى كه با ادعاى سفارت همخوان است . مورد ديگرى كه از آن غفلت شده احاديث صحيحى است كه بر رؤيت در عصر غيبت دلالت دارد .
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1097
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٠٩٧
هامش
( 1 ) . و نيز كمال الدين 2 / 516 ، غيبت شيخ طوسى / 242 ، اعلام الورى / 417 ، الخرائج و الجرائح 3 / 1128 ، الثاقب فى المناقب / 264 ، كشف الغمة 3 / 320 ، الصراط المستقيم 2 / 236 ، منتخب الانوار / 130 و . . .
( 2 ) . و نيز ر . ك به تهذيب المقال 2 / 372 ، مستدركات الحديث 3 / 72 ، تعليقة الوحيد البهبهانى / 136 و معجم رجال الحديث 2 / 198 و 3 / 35