همان از سيرين نقل ميكند : « نزد امام صادق ( عليه السلام ) بودم كه فرمودند : مردم در مورد اين آيه چه ميگويند : وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللهُ مَنْ يَمُوتُ ؟ گفتم : ميگويند : [ مشركان ميگويند : ] نه قيامتى در كار است و نه بر انگيختن و زنده شدني ، فرمودند : به خدا سوگند دروغ گفتهاند ، اين مربوط به زمانى است كه قائم قيام كند و رجعت كنندگان با او برگردند ، پس مخالفان شما گويند : اى شيعيان ! دولتتان آشكار شد ، و اينكه ميگوييد فلانى و فلانى و فلانى بازگشتهاند از دروغهاى شماست ، نه به خدا قسم ، خداوند كسى را كه مرده برنميانگيزد . آيا نميبينى ميفرمايد : وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ ؟ مشركان لات و عزّى را بزرگتر از آن ميدانستند كه به چيز ديگرى قسم بخورند ، پس خداوند فرمود : بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا . . . لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كَانُوا كَاذِبِينَ . إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ، ( 1 ) آري ، [ انجام ] اين وعده بر او حق است . . . تا [ خدا ] آنچه را در [ مورد ] آن اختلاف دارند ، براى آنان توضيح دهد ، و تا كسانى كه كافر شدهاند ، بدانند كه آنها خود دروغ ميگفتهاند . ما وقتى چيزى را اراده كنيم ، همين قدر به آن ميگوييم : باش ، پس موجود ميشود . »
بازگشت پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) طبق وعدهى الهي
تفسير قمى 1 / 25 و 2 / 147 از عمرو بن شمر نقل ميكند : « در حضور امام باقر ( عليه السلام ) سخن از جابر به ميان آمد ، ايشان فرمودند : خدا جابر را رحمت كند ، دانش او به حدّى رسيده بود كه از تأويل اين آيه آگاه بود : إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ ، ( 2 ) در حقيقت همان كسى كه اين قرآن را بر تو فرض كرد ، يقيناً تو را به سوى وعدهگاه بازميگرداند ؛ مقصود رجعت است . » تأويل الآيات 1 / 424 و مختصر البصائر / 210 از ابو مروان روايت ميكنند : « از امام صادق ( عليه السلام ) در مورد اين آيه پرسيدم : إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ ، فرمودند : نه ، به خدا دنيا به پايان نخواهد رسيد تا آنكه رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) و اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در ثويه گرد آيند ، با هم ديدار