از سائبه به معناى دوم در باب ارث سخن گفتهاند .
مولايى كه با اختيار خود بردهاش را در راه خدا آزاد كرده بر او ولاى عتق دارد و به سبب آن با شرايطى - از جمله نبودن وارث نسبى براى برده - از او ارث مىبرد . در مقابل ، پرداخت ديهء جنايات بردهء آزاد شده بر عهدهء صاحب ولاء خواهد بود ؛ ليكن در صورتى كه برده به سبب كفّاره يا نذر و مانند آن آزاد شود ، « سائبه » خواهد بود و مولايش بر او ولايى ندارد . 5
سائبه همچون افراد آزاد مىتواند با شرايطى با ديگرى عقد ضمان جريره ببندد . در اين صورت ، طرف قرارداد متعهد به پرداخت ديه و ارش جنايت او خواهد بود و ارث او نيز براى آن فرد مىباشد . 6 وارث سائبهء بدون وارث - همچون افراد آزاد بى وارث - امام عليه السّلام است 7 ( - - - ) ولاء ) .
1 . مجمع البيان 3 / 430 * 2 . مائده / 103 * 3 . مجمع البيان 3 / 432 ؛ الميزان 6 / 157 * 4 . المبسوط 3 / 286 - 287 ؛ تحرير الاحكام 3 / 294 * 5 . جواهر الكلام 39 / 223 - 232 ؛ الروضة البهية 8 / 181 - 183 * 6 . جواهرالكلام 39 / 254 - 259 * 7 . 259 - 260 .
سائق
سائق جلو برندهء چارپايان از پشت سر .
بهكسىكه سوق دهندهء چارپايان از پشت سر است « سائق » و به كسى كه پيشاپيش آنها در حركت مىباشد « قائد » گويند . از آن به مناسبت در باب ديات نام بردهاند .
سائق ، ضامن جناياتى است كه چارپايان با دست يا پاى خود مرتكب مىشوند ؛ ليكن برخى ، او را ضامن جناياتى دانستهاند كه چارپايان با پاى خود انجام مىدهند نه با دست ؛ مگر در صورتى كه جنايت به سبب كوتاهى سائق به وى استناد داده شود . 1
1 . جواهر الكلام 43 / 140 ؛ مبانى تكملة المنهاج 2 / 253 - 254 ؛ مستند الشيعة 13 / 203 .
سائل به كف
- - - ) گدايى