يا سوار بر غير اسب ، همچون الاغ و قاطر . مقابل آن « فارس » يعنى اسب سوار يا سواره نظام قرار دارد . عنوان ياد شده در باب جهاد به كار رفته است .
در جنگ از غنيمت به پياده نظام يك سهم و بنابر قول مشهور به سواره نظام دو سهم داده مىشود كه يك سهم آن به جهت اسب او است 1 ( - - - ) سواره ) .
1 . الروضة البهية 2 / 405 ؛ جواهر الكلام 21 / 201 .
راديو
- - - ) رسانه
راز
- - - ) سِرّ
رازقى
رازقى : نوعى انگور دانه بلند و كشيده / گياهى بوتهاى از خانوادهء زيتون با گلهاىدرشت ، معطر و سفيد ، شبيه گل ياس .
عنوان ياد شده به معناى نخست در باب اطعمه و اشربه به كار رفته است .
در روايات از انگور رازقى ستايش و به خوردن آن سفارش شده است . 1
از رازقى به معناى دوم در باب طهارت سخن رفته است .
چرب كردن بدن با روغن گياه رازقى مستحب است . 2
1 . وسائل الشيعة 25 / 145 - 146 ؛ جواهر الكلام 36 / 488 * 2 . وسائل الشيعة 2 / 167 - 168 .
راست
راست : مقابل چپ / مقابلكج ( - - - ) انتصاب ) / مقابل دروغ ( - - - ) راست گويى ) .
از احكام آن به معناى نخست در بابهاى طهارت ، صلات ، حج ، نكاح ، اطعمه و اشربه ، حدود و ديات سخن گفتهاند .
واجب : شستن دست راست پيش از دست چپ در وضو 1 و طرف راست بدن پس از شستن سر و گردن و قبل از شستن سمت چپ بدن در غسل ترتيبى 2 و خواباندن ميّت در قبر بر پهلوى راست ، به گونهاى كه جلو بدن او به سمت قبله باشد . 3
مستحب : خارج شدن از مستراح 4 و داخل شدن به مسجد با پاى راست ؛ 5 قرار دادن ظرف وضو در سمت راست خود ؛ 6 برداشتن آب براى شستن اعضاى وضو با دست راست ؛ 7 آغاز كردن به