رائش
رائش : واسطه در رشوه ( - - - ) رشوه ) .
رائض
رائض : مربّى و رام كنندهء چارپايان .
عنوان ياد شده در باب اجاره به كار رفته است .
كسى كه عهده دار تربيت و رام كردن حيوان متعلق به ديگرى است نمىتواند بيش از حدّ متعارف آن را بزند و اگر چنين كند و بر اثر آن حيوان تلف شود ، ضامن است ؛ اما اگر زدن در حدّ متعارف باشد ضامن نخواهد بود . 1
1 . المبسوط 3 / 244 ؛ كتاب السرائر 2 / 474 ؛ تحرير الأحكام 3 / 118 .
رابغ
رابِغ : وادىاى نزديك جحفه .
رابغ از سمت مدينه به مكّه در فاصلهء كمى قبل از ميقات جُحفه ( - - - ) جحفه ) است . 1 از آن در باب حج نام بردهاند .
احرام بايد از ميقات ( - - - ) ميقات ) يا محاذى آن بسته شود و احرام بستن قبل از ميقات جز با نذر صحيح نيست . 2 از اين رو ، كسى كه از مسير مدينه به مكّه مىرود ، نمىتواند در رابغ مُحرم شود ؛ زيرا رابغ از ميقاتها به شمار نمىرود . محاذات آن با ميقات جحفه نيز معلوم نيست . احرام از رابغ تنها با نذر بدين جهت كه قبل از جحفه واقع شده ، صحيح است . 3
1 . معجم البلدان 3 / 11 * 2 . الروضة البهية 2 / 221 - 223 ؛ مسالك الأفهام 2 / 217 * 3 . مناسك حج ( مراجع ) / 114 و 120 م 224 .
راتب ؛ امام
- - - ) امام راتب
راتب ؛ مؤذّن
- - - ) مؤذّن
راجل
راجل : غير اسب سوار / پياده ( - - - ) پياده ) .
راجل به معناى نخست در جهاد به غير اسب سوار گويند ؛ خواه پياده باشد