دليل شرعى
- - ) دليل
دليل عقلى
- - ) دليل
دليل فقاهتى
- - ) دليل
دليل لُبّى
- - ) دليل
دليل لفظى
- - ) دليل
دليل نَقلى
- - ) دليل
دم
دَم : خون ( - - ) خون ) / حيوان جهت قربانى يا كفّاره در حج .
دم به معناى دوم در باب حج به كار رفته و مراد از آن حيوانى است كه خون آن جهت قربانى حج و يا كفّارهء ارتكاب برخى محرّمات احرام ( - - ) احرام ) ريخته مىشود « 1 » ( - - ) قربانى ) .
دُم
دُم : از اعضاى حيوان .
از آن به مناسبت در باب صيد و ذباحه نام بردهاند .
بستن دست و پاى گاو و رها كردن دم آن هنگام ذبح مستحب است . « 1 »
حيوانى كه با سگ شكارى يا سلاح جراحت برداشته و شكارچى به نحو متعارف بر سرشكار حاضر شده و آن را زنده يافته ، در صورتى كه حياتش مستقر نباشد ، در حكم حيوان تذكيه شده ( - - ) تذكيه ) به شمار رفته و حلال است ، بدون آنكه نيازى به تذكيه باشد ؛ امّا اگر حياتش مستقر باشد بايد آن را ذبح كند تا حلال گردد . كمترين نشانهء استقرار حيات ، حركت دادن دم يا پا و يا چشم است . « 2 »
دماء ثلاث
دِماء ثَلاث : خون حيض ( - - ) حيض ) ، نفاس ( - - ) نفاس ) و استحاضه ( - - ) استحاضه ) .
دماء واجب
دِماء واجب : قربانيهاى واجب .
دماء جمع « دم » به معناى خون و در اين جا مراد خونهايى است كه به عنوان
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 18 / 24 و 20 / 270 .
1 جواهر الكلام 36 / 132 .
2 70 و 142 .