قصاص : جنايت بر غير جان آدمى بر سه قسم است : ايراد جراحت ، جنايت بر اعضا ، و جنايت بر منافع بدن ، مانند ديدن و شنيدن ( - - ) جنايت ) .
در فقه از جراحتهاى پديد آمده در سر و صورت « شِجاج » و در غير سر و صورت « جرح » تعبير مىگردد . « 1 » شجاج از منظر مشهور بر هشت قسم است . « 2 »
1 . حارصه ( خارصه ) ؛ خراشيدگى پوست ، بدون جريان خون .
2 . داميه ؛ زخمى كه كمى در گوشت نفوذ كرده و خون جارى شده است .
3 . متلاحمه ( باضعه ) ؛ جراحتى كه نفوذش در گوشت عميق است ؛ ليكن به پوشش نازك روى استخوان ( سِمحاق ) نرسيده است .
4 . سِمْحاق ؛ زخمى كه در گوشت نفوذ كرده و به پوشش استخوان رسيده است .
5 . موضحه ؛ جراحتى كه سمحاق را پاره كرده و سفيدى استخوان ( وضح ) را آشكار ساخته است .
6 . هاشمه ؛ آنچه موجب شكستگى استخوان گردد ، هرچند با جراهت همراه نباشد .
7 . منقّله ؛ آنچه سبب جابه جايى استخوان گردد .
8 . مأمومه ؛ جراحتى كه به پردهء مغز ( امّ الدّماغ ) رسيده است ( - - ) آمّه ) .
دامغه به جراحتى گفته مىشود كه پردهء مغز را شكافته و به مغز رسيده است و از آنجا كه با گرفتار شدن شخص به جنايت دامغه زنده ماندن وى بعيد مىنمايد ، فقها آن را از اقسام « شجاج » نشمردهاند . « 3 »
برخى ، داميه و حارصه را يكى دانسته و ميان متلاحمه و باضعه تفاوت قائل شده و گفتهاند : اگر نفوذ جراحت در گوشت كم باشد به آن باضعه و اگر زياد باشد متلاحمه گفته مىشود . « 4 » برخى نيز لازمهء يكى بودن داميه با حارصه را تغاير باضعه و متلاحمه ، و لازمهء تغاير آن دو را يكى بودن باضعه و متلاحمه ذكر كردهاند . « 5 » هرچند برخى به اين تلازم اشكال كردهاند « 6 » ( - - ) باضعه ) .
جراحتهاى غير سر و صورت دو نوع است : جائفه ( جراحتى كه آلت جرح به اعضاى ميان تهى بدن همچون شكم ، پهلو و قفسه سينهء نفوذ كند ) و غير جائفه .
هامش
( 1 ) جامع المدارك 6 / 263 .
( 2 ) جواهر الكلام 43 / 317 .
( 3 ) تحرير الاحكام 5 / 614 - 615 .
( 4 ) الخلاف 5 / 191 ؛ اصباح الشيعة / 508 - 509 .
( 5 ) شرائع الاسلام 4 / 1041 .
( 6 ) جواهر الكلام 43 / 325 .