جذع
جِذْع : تير سقف .
به مناسبت در باب صلح به كار رفته است .
كار گذاشتن تير سقف بر ديوار همسايه جايز نيست ؛ چنان كه اجابت اين درخواست بر همسايه واجب نيست ، هرچند مستحب مؤكد است . در صورت اذن و كار گذاشتن تير ، آيا اذن دهنده مىتواند از اذن خود رجوع كند ؟ در صورتى كه كارگذاشتن تير به سبب شرط ضمن عقد لازم يا مصالحه و مانند آن مجاز باشد ، رجوع جايز نيست و در صورتى كه صرف اذن به گذاشتن تير باشد ، در جواز رجوع اختلاف است . برخى ، در صورت به عهده گرفتن خسارت قائل به جواز رجوع شدهاند . « 1 »
چنانچه مجاز يا غير مجاز بودن تير نهاده شده بر ديوار همسايه نامعلوم باشد ، اصل بر مجاز بودن آن است ، مگر خلاف آن ثابت شود . بنابر اين ، همسايه حقّ درخواست برداشتن آن يا جلوگيرى از گذاشتن دوبارهء آن را در صورت تجديد بنا ندارد ، مگر اينكه عدوانى يا عاريه بودن آن معلوم شود ؛ البته در فرض دوم ( عاريه ) ، حق درخواست برداشتن ، بنابر قول به جواز رجوع است . « 2 »
بودن تير سقف بر ديوار مورد نزاع بين دو نفر در فرض عدم وجود بيّنه ( - - ) بيّنه ) « يَد » به شمار مىرود و نشان ملكيت است كه با قَسَم خوردن حكم به ملكيت مىشود ( - - ) قاعدهء يد ) ؛ هرچند برخى قدما - به جهت متعارف بودن مسامحه در گذاشتن تير سقف بر ديوار همسايه - آن را امارهء ملكيّت ندانستهاند . « 3 »
جَذَعه
- - ) جَذَع
جراحت
جراحت : زخم پديد آمده در بدن با آلات جرح و مانند آن .
عمدهء احكام جراحتها در باب قصاص و ديات مطرح شده ، ليكن در بابهاى طهارت ، جهاد و شهادت نيز از آن سخن رفته است .
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 26 / 256 - 257 ؛ تحرير الوسيلة 1 / 567 .
( 2 ) تحرير الوسيلة 1 / 568 .
( 3 ) جواهر الكلام 26 / 263 .