جدا كردن
جدا كردن : پيوند و ارتباط چيزى يا كسى را با چيزى يا كسى ديگر از ميان بردن .
عنوان ياد شده در بابهاى صلات ، زكات ، خمس ، نكاح ، صيد و ذباحه و شهادات به كار رفته است .
جدا كردن كودكان از مادرانشان هنگام رفتن براى نماز استسقا ( - - ) نماز باران ) مستحب است . « 1 »
اخراج زكات مال « 2 » ( - - ) زكات ) و زكات فطره « 3 » ( - - ) زكات فطره ) از مال با وجود شرايط هر يك ، واجب است .
تحقق آن با جدا كردن زكات از مال و كنار گذاشتن آن است .
در حرمت و يا كراهت جدا كردن سر حيوان ذبح شده پيش از جان دادن اختلاف است . چنان كه - بنابر قول به حرمت - در اينكه ذبيحه نيز حرام مىشود يا نه اختلاف است . بسيارى قائل به عدم حرمت آن شدهاند . « 4 »
بنابر قول مشهور ، جدا كردن پوست و اعضاى ذبيحه قبل از سرد شدن بدن حيوان مكروه است . برخى ، آن را حرام و موجب حرمت ذبيحه دانستهاند . « 5 »
مستحب است قاضى در دادگاه ، در صورت ترديد نسبت به صدق گواهان ، آنان را از يكديگر جدا كرده و از هركدام جداگانه گواهى بگيرد . « 6 »
جدال
جدال : درگيرى در مقام گفت وگو [ / مِراء ] / گفتن « بَلى واللَّه » يا « لا وَاللَّه » براى اثبات يا نفى مطلبى .
از جدال به معناى نخست در باب صوم و اعتكاف سخن رفته است .
هامش
( 1 ) مجمع الفائدة 3 / 15 .
( 2 ) العروةالوثقى 4 / 146 *
( 3 ) جواهرالكلام 15 / 534 .
( 4 ) 36 / 120 - 123 .
( 5 ) 123 - 125 .
( 6 ) مسالك الافهام 14 / 358 .