صحيح نيست يا مكلّف ، بين مسحِ جبيره و غَسل آن مخيّر است . برخى احتياط واجب را در جمع بين هردو دانستهاند . « 9 »
در مسح جبيره در محل غَسل ، بنابر مشهور ، مسح بايد بر تمام جبيره صورت گيرد و نيز رطوبت آب به همهء جبيره برسد و صرف كشيدن دستِ تر بر آن كفايت نمىكند . « 10 » هرچند برخى آن را كافى دانستهاند . « 11 »
اگر جبيره در محلّ مسح باشد در صورت امكان بايد برداشته و مسح بر پوست صورت گيرد . در صورت عدم امكان ، آيا مسح بر جبيره متعيّن است يا اينكه بايد مسح تكرار شود تا آب به پوست برسد ، مسئله اختلافى است .
بسيارى مسح بر جبيره را متعيّن ، و برخى احتياط واجب را در جمع بين آن دو دانستهاند . « 12 »
اگر مسح بر جبيره به جهت نجاست آن يا مانعى ديگر ممكن نباشد آيا واجب است پارچهاى پاك به گونهاى بر آن نهاده شود كه جزء جبيره محسوب گردد و سپس با رطوبت دست بر آن مسح شود يا شستن طراف جبيره در صورتى كه جبيره در موضع غَسل باشد كفايت مىكند و يا تيمم واجب است ، اختلاف مىباشد .
گروهى گفتهاند : اگر پارچهء پاك به گونهاى قرار داده شود كه جزء جبيره محسوب گردد ، مسح آن كافى است ، در غير اين صورت ، احتياط در جمع بين آن و تيمّم است . برخى نيز مطلقا احتياط را در جمع دانستهاند . « 13 »
هرگاه اندازهء جبيره از جراحت بيشتر باشد ، مقدار اضافى نيز چنانچه در حدّ متعارف باشد مسح مىشود ، « 14 » اما اگر بيش از حدّ متعارف باشد ، در صورت امكانِ برداشتن آن ، بايد برداشته و مقدار زايد شسته شود و در صورت عدم امكان ، در اينكه تيمّم متعيّن است يا خير ، اختلاف است . گروهى احتياط واجب را در مسح و سپس تيمّم دانستهاند . « 15 »
آيا بر جبيرهاى كه تمامى عضو را دربرگرفته احكام جبيره جارى مىشود يا نه ؟ برخى بر جريان تصريح كردهاند .
گروهى نيز احتياط واجب را در جمع بين وضو و تيمّم دانستهاند . اگر جبيره بر همهء اعضا باشد در جريان احكام جبيره بر آن يا انتقال به تيمّم ، اختلاف است . « 16 »
هامش
( 9 ) جواهر الكلام 2 / 296 ؛ العروة الوثقى 1 / 439 - 440 *
( 10 ) العروة الوثقى 1 / 439 - 440 ؛ مستمسك العروة 2 / 537 - 538 .
( 11 ) العروة الوثقى 1 / 453 .
( 12 ) مستمسك العروة 2 / 539 - 540 .
( 13 ) جواهر الكلام 2 / 300 ؛ العروة الوثقى 1 / 440 - 441
( 14 ) جواهر الكلام 2 / 300 .
( 15 ) العروة الوثقى 1 / 444 .
( 16 ) 442 - 443 ؛ مستمسك العروة 2 / 540 .