اگر بزرگان شيعه اين خبر را در كتابهاى خود نقل نمىكردند به هيچ عنوان نمىتوانستيم از آن آگاه شويم ؛ چرا كه علماى اهل سنّت به كلّى از نقل آن خوددارى كردهاند ، اين خبر تنها در كتاب الأنساب ، تأليف سمعانى ذكر شده است . « 1 » چنان كه مىدانيم كتاب الأنساب ، يك كتاب حديثى و روايى نيست ، اما خداوند اراده فرمود كه اين خبر هر چند در قالب يك كتاب رجالى و آن هم از سوى عالمى به نام عبّاد بن يعقوب رواجنى كه اهل سنّت او را به تشيع متّهم مىكنند ، در اختيار ما قرار گيرد ، علت اتّهام مذكور هم اين است كه وى چنين رواياتى را كه از فضايل امير مؤمنان على عليه السلام و نقايص ديگران پرده برمىدارد ، در كتاب خود ثبت و ضبط كرده است .
همان گونه كه گفتيم در جريان ماجراى يمن ، امير مؤمنان على عليه السلام - بنابر روايت مذكور - كنيزى را براى خود برگرفت و چنان كه گفتهاند : « آن كنيز از نعمت زيبايى بهرهمند بود » . به هر حال ، همين خالد بن وليد كه اوصاف او گذشت در صدد سوء استفاده از اين ماجرا برآمد و رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله را از آن آگاه ساخت .
هامش
( 1 ) . الأنساب سمعانى : 3 / 95 . البته بايد به اين نكته اشاره كرد كه ما دليل معتبرى كه بيانگر پايبندى امير مؤمنان على عليه السلام به اقامه نماز جماعت به امامت ابوبكر - تا چه رسد به ديگران - در دست نداريم .