شمار ، پس به نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله برو و ايشان را از اقدام على آگاه كن .
من وارد مدينه شدم و به مسجد رفتم ، در اين هنگام رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله در منزل به سر مىبرد و برخى صحابه در كنار درب منزل ايشان اجتماع كرده بودند . آنان گفتند : بريده ! چه خبر ؟
گفتم : خبر خوش ، خداوند پيروزى را نصيب مسلمانان كرد .
گفتند : براى چه كارى آمدهاى ؟
گفتم : در ميان اسرا كنيزى بود كه على او را از خمس غنايم ، براى خود انتخاب كرد ، آمدهام تا رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله را از اين اقدام على آگاه كنم .
گفتند : حتماً اين كار را انجام بده ، زيرا خبرى كه آوردهاى على را از چشم رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله خواهد انداخت .
رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله كه سخنان من و صحابه را شنيده بود با عصبانيت بيرون آمد و فرمود :
ما بال أقوامٍ ينتقصون عليّاً ، من ينتقص عليّاً فقد تنقّصني ، و من فارق عليّاً فقد فارقني . إنّ عليّاً منّي وأنا منه ، خلق من طينتي ، وخلقت من طينة إبراهيم ، وأنا أفضل من إبراهيم ،
« ذُرّيَّةً بَعْضُها
داستان سپاه يمن (سخنى در اثبات ولايت على 'ع'" و نفاق خالد بن وليد) (فارسى) " — صفحة 35
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣٥