نقد ديدگاه سُبكى
آن چه آورديم نمونههايى از تلاشهاى عالمان اهل سنّت براى حذف و بىاعتبار ساختن حديث طير بود . آنان تلاش كردهاند تا ثابت كنند كه حاكم نيشابورى آن را در المستدرك على الصحيحين روايت نكرده است . به طورى كه خودشان به دليل صحيح شمرده شدن اين حديث از سوى حاكم ، دچار سردرگمى و آشفتگى شدهاند .
آنان به اين اندازه بسنده نكردند ، اما از اين تلاشها نيز بهرهاى نبردند . فقط همين مانده بود كه به خانه حاكم نيشابورى حمله كنند ، او را بزنند ، منبرش را بشكنند و مانع خروج وى از خانهاش شوند .
آيا آنان از روز نخست چنين اقدامى را دنبال نكردند ؟ و بهتر بود قبل از آن كه در تحقيق و بررسى پيرامون روايات نقل شده در كتاب المستدرك على الصحيحين بپردازند و به خود اين همه زحمت را تحميل نمايند تا ادّعا كنند كه احتمال دارد برخى از مخالفان اين حديث را در المستدرك على الصحيحين گنجاندهاند ؛ از همان روش آخر استفاده مىكردند و چه نيكو روشى است - همان روش ضرب و شتم و توهين - كه براى اثبات خلافت بزرگانشان استفاده كردند ( ! )
آنان با بسيارى از پيشوايان خود ، غير از حاكم نيشابورى نيز چنين رفتار كردند ( ! )