بعدها به كتاب حاكم افزوده نشده است .
( يعنى كسى اين حديث را به المستدرك على الصحيحين نيفزوده است ) .
برخى گفتهاند : حاكم آن را از كتاب خود حذف كرده است .
چنان چه درستى اين گفته ثابت شود ، حكايات پيشين مبنى بر وجود اين حديث در المستدرك على الصحيحين ، و از سوى ديگر عدم اعتقاد حاكم به درستى اين حديث نيز صحت پيدا مىكند . به اين معنا كه او قبل از آشكار شدن نادرستى حديث ، آن را نقل كرده است .
اما پس از روشن شدن اين مطلب كه برترى على عليه السلام بر شيخين مدلول حديث است ، حديث ياد شده را از كتاب خود حذف كرده است . همان گونه كه ذهبى نيز اين سخن را - كه حاكم به عدم صحّت روايت طير معتقد بوده - ، تأييد كرده و آن را داستانى حقيقى مىداند .
اما حديث در برخى نسخهها باقى مانده ؛ خواه به صورت چاپ شده نسخهها به صورت كتاب و يا غرضورزى و دشمنى برخى با ابوبكر و عمر ، موجب شده آنان روايت يادشده را به المستدرك على الصحيحين بيفزايند . هر دو حالت ممكن است و علم به حقيقت مسأله نزد خداوند متعال است . « 1 »
هامش
( 1 ) . همان .