تلاش مىكنند در سند اين حديث بحث و مناقشه نمايند .
ما نيز از اين بحث و بررسى روايت استقبال مى كنيم ؛ چرا كه اگر در بحث ، روش علمى دنبال شود ، ما نيز آن را مىپذيريم و حتى در صورت درست بودن استدلال ، از اين سند چشم پوشى مىكنيم و به جاى آن ، به سراغ ديگر نقلهاى موجود از اين واقعه تاريخى خواهيم رفت .
اما اگر نادرستى بحث و غير منطقى بودن مناقشههاى موجود پيرامون اين سند ، آشكار گردد و روشن شود كه اين بحثها از روى تعصّب دنبال مىشوند ، چه بايد كرد ؟ ! !
برخى ديگر از عالمان اهل سنّت تلاش كردهاند كه در اعتبار يكى از راويان اين حديث ؛ يعنى سُدّى خدشه وارد سازند . حال آن كه او همان اسماعيل بن عبدالرحمان و از راويان مورد اعتماد مسلم ، ترمذى ، نسائى ، ابوداوود و ابن ماجه است .
احمد درباره وى مىگويد : سدّى ثقه و قابل اعتماد است . « 1 » ديگر بزرگان نيز درباره او چنين اظهار نظر مىكنند ، تا جايى كه ابن عدى كه درمورد راويان احاديث و تأييد آنان ، سختگير است درباره اسماعيل بن عبدالرحمان مىگويد : او در نقل روايت ، فردى
هامش
( 1 ) . الجرح والتعديل رازى : 2 / 184 ، شماره 625 .