ابوبكر آمد ، پيامبر او را نپذيرفت . عمر آمد ، حضرتش او را نپذيرفت . عثمان آمد ، آن بزرگوار او را نپذيرفت ، سپس على عليه السلام آمد و به ايشان اجازه ورود داد . « 1 » اكنون با دقّت به تفاوتهاى موجود بين روايات توجّه كنيد !
ما متون گوناگون اين روايات را به اين منظور آورديم تا روشن شود كه هر گاه اهل سنّت بخواهند مسألهاى را كه به نفعشان نيست ، نقل كنند چگونه با كلمات آن به بازى مىپردازند ؟
چگونه از داستان مىكاهند ؟
و چگونه نكات مهم و حساس يك داستان را حذف مىكنند ؟
نكاتى كه يك پژوهشگر آزادانديش و منصف به هنگام بررسى سنّت پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله به منظور يافتن سنّت حقيقى آن حضرت ، به آنها نيازمند است .
بررسى راويان حديث
همان طورى كه تأكيد كرديم سند نسائى معتبر و در واقع همان سند موجود در مسند ابويعلى است . ولى برخى از عالمان اهل سنّت
هامش
( 1 ) . اين متن از حديث شريف طير را ابن كثير از ابويعلى نقل كرده است ، ر . ك : البداية والنهايه : 7 / 350 .