و ردّ بر شيعه نوشته چنين مىنگارد :
( وقتى يزيد مُرد ) معاويه بن يزيد به ميان مردم نيامد و در امور حكومت دخالت نكرد و فقط چهل روز حاكميت داشت . از ويژگىهائى كه بر خوبى او دلالت دارد اين است كه ( در اولين سخنرانى خود ) وقتى بر فراز منبر رفت ، گفت : همانا اين خلافت ، ريسمان الهى است و جدّم معاويه آن را به ناحق از على بن ابىطالب عليه السلام گرفت و آن چه را مىخواست انجام داد . . . سپس نوبت به پدرم رسيد و او نيز اهليّت تصدّى خلافت را نداشت . . . او در حالى كه گريه مىكرد افزود : ( پدرم ) يزيد ، عترت رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله را به قتل رساند ، شرب خمر را مباح كرد و كعبه را تخريب نمود . . . و او اهل جهنم است . « 1 » و طبق اين سخنرانى ، فرزند يزيد به قاتل بودن پدرش اقرار كرده است .
اقرار ابن زياد
شاهد ديگر بر اين موضوع اقرار خود ابن زياد است . وى مىگويد :
من بين دو امر مخيّر بودم ؛ يا حسين را بكشم و يا خودم كشته شوم ، پس من قتل او را برگزيدم . « 2 »
هامش
( 1 ) . الصواعق المحرقه : 2 / 641 - 642 .
( 2 ) . الكامل فى التاريخ : 4 / 140 .