يكى از شواهد ما بر اين ادعا كه شهادت امام حسين عليه السلام بنابر نقشه پيشين معاويه بوده ، همين نامهء سرجون و اتفاقات پس از آن است .
آن چه مهم به نظر مىرسد ، از اين تاريخ به بعد است . از اين مرحله به بعد ، امر به قتل سيدالشهداء عليه السلام صورت مىپذيرد و از نخستين نامهاى كه يزيد به همراه حكم سرپرستى شهر كوفه ( نامه پدرش ) براى عبيداللَّه مىفرستد ، نقش يزيد در شهادت امام حسين عليه السلام شروع مىشود .
بنابر تحقيقات انجام شده و با توجه به مطالبى كه قبلًا ذكر شد دستور كشتن آن حضرت از زمان رسيدن نامه يزيد به ابن زياد آغاز شده و قبل از اين زمان ، حكومت يزيد چنين دستورى صادر نكرده است ؛ زيرا سياست حكومت بنواميّه در رفتار با سيدالشهداء عليه السلام از جهت مكانى متفاوت بوده است . به عبارت ديگر ، سياست آنان در داخل حجاز با سياستشان در بيرون از حجاز ( عراق ) متفاوت بود . به همين جهت ، آنان تلاش كردند تا آن حضرت از حجاز خارج شوند و برخورد والى مدينه و مكّه نيز در همين راستا بوده است .
نامه يزيد به ابن زياد
نخستين شاهد بر اين مطلب ، نامهء يزيد به ابن زياد است .
يزيد در اين نامه به ابن زياد اين گونه نوشت :
گزيدهء ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 58
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٥٨