خوانندهء خردمند بايد هر دو سخن و مذهب را نيك بنگرد ، در ترجيح يكى بر ديگرى انصاف به خرج دهد ، دليل واضح و صحيح را مورد استناد قرار دهد ، تقليد نياكان و شيوخ هوسران و شيفتهء زندگى دنيا را رها سازد ، خود را نصيحت نمايد و به ديگران اتّكا نكند ؛ چرا كه در روز قيامت عذرهايى چون « من از فلان شيخ تقليد كردم » و « پدران و نياكانم را بر اين اعتقاد يافتم » ، پذيرفته نيست و سودى به حال انسان نخواهد داشت ؛ همان گونه كه خداى تعالى در قرآن كريم تصريح مىكند كه در روز قيامت پيشوايان از پيروان خود بيزارى جسته و از آنها مىگريزند .
امّا بايد پرسيد : گوشهاى شنوا و دلهاى آگاه كجا هستند ؟ !
آيا هيچ عاقلى درمورد صحّت يكى از دو ديدگاه مذكور ترديدى به دل راه مىدهد ؟ !
آيا شكّى وجود دارد كه ديدگاه اماميّه ، بهترين و شبيهترين ديدگاه به دين است ؟ ! . . . . « 1 » همچنين علّامه حلّى رحمه اللَّه در جاى ديگرى از اين كتاب مىنويسد :
هامش
( 1 ) . نهج الحق وكشف الصّدق : 79 .