كردهاند همگى داراى يك سند هستند . همه اين روايات را زهرى از پسران محمّد بن حنفيه و او نيز به نقل از پدرش روايت كرده است .
از سوى ديگر حسن بن محمّد از سلمة بن اكوع و جابر بن عبداللَّه انصارى نقل كرده كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله نزد ما آمد و به ما اجازه ازدواج موقّت با زنان را داد .
اين روايت دلالت دارد كه اين دو فرزند محمّد حنفيه به جواز ازدواج موقّت باور داشتند ؛ چرا كه معقول نيست فردى از دو تن از صحابه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله حلال بودن ازدواج موقّت را نقل كند ، اما خبر نسخ اين حكم را از آنان نقل نكند .
همچنين معقول نيست كه روايت حلال بودن ازدواج موقّت را نقل كند ، اما از نسخ آن توسط رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله آگاه نشده باشد .
بنابراين ، با چشم پوشى از دلالت روايت فوق و از آن چه در شرح حال عبداللَّه و حسن ، فرزندان محمّد بن حنفيه آوردهاند و همچنين با چشم پوشى از تناقض و تعارض ميان اين روايات نسبت داده شده به حضرت على عليه السلام بايد توجّه داشت كه محور راويان اين احاديث فردى به نام زهرى است . به همين دليل شايسته است با شرح حال زهرى آشنا شويم .
تحريم دو حكم حلال (فارسى) — صفحة 86
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٨٦