در زمان عمر بر سر متعه نزاع پيش آمد . در اين هنگام بود كه حكم حرمت متعه آشكار و مشهور شد . به اين ترتيب ميان احاديث متعارض ، سازگارى ايجاد مىشود . و توفيق از خداوند است . « 1 » بنابراين ديدگاه ، طرفداران اين ديدگاه ، اذعان دارند كه تحريم متعه از جانب عمر بوده ، نه از جانب خدا و پيامبر او ، اما آنان تحريم عمر را توجيه مىكنند ؛ بلكه اين كار را به خدا و پيامبر نسبت مىدهند .
به اين اعتبار كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله ، به پيروى از دستورات و احكام صادره از خلفاى راشدين امر نموده است .
مهمترين دليل توجيه كنندگان اقدام عمر همين است ، امّا بايد بدانيم اين توجيه بر پايه روايت « لزوم پيروى از سنّت خلفاى راشدين » است . اما اگر نادرستى اين روايت ثابت شود ، بايد پذيرفت كه عمر در دين « بدعت » گذاشته است . همچنان كه بسيارى از اصحاب رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله نيز همين سخن را بيان كردهاند .
ابن قيّم مىگويد : « رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله به پيروى از آن چه خلفا صادر مىنمايند ، دستور داده است » . اين سخن اشارهاى است به آن چه از پيامبر روايت شده كه فرمود :
« از سنّت من و سنّت خلفاى راشدين هدايت يافته پس از من
هامش
( 1 ) . زاد المعاد في هدى خير العباد : 2 / 184 و 185 .