وى كتاب ديگرى به نام العلل دارد . در اين كتاب به درستى ، موارد و اصطلاحات حديثى را بيان كرده است . كتاب ديگر او الافراد است كه كسى را توان فهم آن نيست ، مگر اين كه از حافظان يگانه و پيشوايان نقدگر و بزرگان دانش و ژرفنگر باشد . . . .
دارقطنى از دوران كودكى با حافظه سرشار ، فهم تيز و درياى ژرف توصيف مىشد .
حاكم نيشابورى درباره او گويد : نظير دارقطنى ديده نشده است .
ابن جوزى گويد : دارقطنى علوم و فضايلى را در خود گرد آورده بود كه حديثشناسى ، علم قراآت ، علم نحو ، فقه ، شعر را با پيشوايى ، عدالت و صحّت عقيده جمع كرده بود .
از دارقطنى پرسيدند : آيا فردى نظير خود را ديدهاى ؟
پاسخ داد : درباره يك فن گاهى افرادى ديدهام كه از من برتر بودند ؛ ولى در فنون و علوم گوناگونى كه من دارم كسى را نديدهام .
6 . ابن حزم اندلسى و نگاهى به شرح حال او
يكى ديگر از عالمانى كه با صراحت حديث « النجوم » را تكذيب و بر بطلان آن حكم كرده ابن حزم اندلسى درگذشته سال 456 هجرى است . وى با صراحت بيان داشته كه اين حديث ساختگى است .
گروهى از دانشمندان اهل سنّت اين مطلب را از او نقل كردهاند .