فرض صحّت آن - و نه از طريق ديگر از استدلالهاى مذكور ، توجيهپذير نيست .
علم اصول
اصوليون نيز در كتابهاى خود با سخنان بسيار متفاوت به اين حديث استناد كردهاند كه به چند نمونه اشاره مىنماييم :
1 . برخى اصوليون همانند شاطبى براى اثبات حجّيت سنّت صحابه به اين حديث استدلال كردهاند . شاطبى مىگويد : « سنّت صحابه ، سنّتى است كه بدان عمل و رجوع مىشود » سپس دلايلى براى حجيت سنّت صحابه ذكر مىكند ، در دليل دوم مىگويد :
در روايات به پيروى از خلفا دستور داده شده و سنّت آنان به لحاظ لزوم پيروى ، همانند سنّت پيامبر صلى اللَّه عليه وآله دانسته شده است ؛ مانند اين روايت نبوى كه مىفرمايد :
« به سنّت من و سنّت خلفاى راشدين و هدايت يافته پس از من ، تمسّك جوييد و در اين راه استقامت ورزيد » . « 1 » 2 . برخى اصوليون اين حديث را دليل حجّيت ديدگاههاى تك تك خلفاى راشدين مىدانند و اين خلفا را در چهار تَن منحصر
هامش
( 1 ) . الموافقات : 4 / 40 و 41