تكان مىدهد .
گفتم : كيستى ؟ !
گفت : عثمان بن عَفّان .
گفتم : درنگ كن !
آن گاه به نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله رفتم و موضوع را به وى اطلاع دادم .
رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود : به او اجازه بده و او را به خاطر مصيبتى كه گريبان گيرش مىشود به بهشت ، مژده ده .
كنارِ در آمدم و به عثمان گفتم : وارد شو ، رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله تو را به خاطر مصيبتى كه دامنگيرت مىشود به بهشت مژده داد .
عثمان وارد شد و ديد كه ديواره چاه ، پر شده است ، از اين رو در طرف ديگر كه مقابل ديواره قرار داشت ، نشست .
شريك مىگويد : سعيد بن مسيب گفت : من اين گونه نشستن ( رسول خدا ، ابوبكر ، عمر و عثمان ) را بر چگونگى قرار گرفتن قبرهاى آنان حمل كردم . « 1 » مسلم نيشابورى نيز اين روايت را به همين سند و با همين متن
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى : 3 / 1343 و 1344 ، كتاب فضائل الصحابه ، باب قول النبى صلّى اللَّه عليه وآله : لو كنت متخذاً خليلًا ، حديث 3471