در روايتى امام صادق عليه السلام مىفرمايد : پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمودند :
إنّ عند كلّ بدعة تكون من بعدي يُكاد بها الإيمان وليّاً من أهل بيتي موكلًا به ، يذبّ عنه ، وينطق بإلهام من اللَّه ، ويعلن الحق وينوره ، ويردّ كيد الكائدين . . . ؛ « 1 »
همانا نزد هر بدعت و فتنهاى كه ايمان و اعتقاد انسانها را نزديك است از بين ببرد ، امامى از خاندانم قرار دارد ؛ در حالى كه وكيل بر آن است و از حق دفاع مىنمايد و به مدد الهام الاهى به زبان مىآيد و مسير حق را روشن و نورانى مىنمايد و مكر تمام مكّاران را باز مىگردانند .
و چقدر مصاديق اين معنا بسيار است ؟ !
آرى ، كسانى كه لباس خلافت و رياست را به زور به تن كردند و بر تمام كارها و برنامههاى مسلمانان چيره شدند ، همواره در مشكلات و سؤالات سخت به امامان از خاندان پيامبر مراجعه مىكردند . حافظ نووى در زندگىنامه امير مؤمنان على عليه السلام مىنويسد :
بزرگان صحابه و ياوران پيامبر از او مسائل را مىپرسيدند و در موقعيّتهاى بسيارى و سؤالات مشكل به فتاواى او
هامش
( 1 ) . الكافى : 1 / 54