گروه نبوديم كه از قرآن روى گردان باشيم ؛ چرا كه خداوند سبحان فرموده است : « پس هر گاه در كارى ناسازگارى و اختلاف كرديد آن را به خدا و پيامبرش بازگردانيد ( و از آنان نظرِ نهايى را بخواهيد ) » .
پس بازگردانيدن كارها به خداوند اين است كه به كتابش داورى و حكم نماييم و برگردانيدن كارها به پيامبر اين است كه سنّت و آموزههاى او را دريابيم و آنها را به كار ببنديم .
پس اگر قرار باشد به كتاب خداوند به راستى و درستى داورى شود ما شايستهترين مردم به آن هستيم و اگر قرار باشد به سنّت پيامبر صلى اللَّه عليه وآله داورى نماييم ، پس شايستهترين مردم و برترين آنها ما هستيم . . .
پس اينك بنگريد از چه راه شما را گمراه مىنمايند ؟ و چگونه بر شما راه يافتند ؟
در اين باره روايتهاى بسيارى از خاندان پيامبر عليهم السلام آمده است . شيخ كلينى رحمه اللَّه در قسمتهاى مختلفى از كتاب شريف كافى آنها را آورده است . امير مؤمنان على عليه السلام تصريح مىكند كه خاندان پيامبر - نه ديگران - همان « راسخان در علم » هستند و مىفرمايد :
أين الَّذين زعموا أنّهم الراسخون في العلم دوننا كذباً وبغياً علينا ، أن رفعنا اللَّه ووضعهم ، وأعطانا وحرمهم ، وأدخلنا وأخرجهم ؛ « 1 »
هامش
( 1 ) . همان : 201