چنين مىگويد :
اگر شجاعتى كه از پيشوايان پسنديده است قوّت قلب و شجاعت باطنى باشد ؛ پس شكى نبايد كرد كه شجاعت ابوبكر از عمر بيشتر است و عمر نيز از عثمان ، على ، طلحه و زبير شجاعتر است ؛ چرا كه ابوبكر در جنگ بدر با پيامبر در عريش « 1 » به سر برد . « 2 » بنابراين شجاعت ابوبكر به قوّت قلب اوست و او با همين قوّت قلب در ميدانهاى رزم و مبارزه پيكار مىكرد . پس شجاعت دو معنا دارد :
1 . شجاعتى كه هر عرب زبانى معناى آن را مىفهمد ؛
2 . شجاعت ديگر به معناى قوّت قلب است و ابوبكر چنين شجاعتى را دارا بود !
آرى ، ابن تيميّه شجاعت ابوبكر و عمر را چنين بيان مىكند و جوابى مىدهد كه شما در هيچ كتابى آن را نديده و نخواهيد ديد . او عمر را انسانى مبارز و جنگجو قلمداد مىكند ؛ ولى مىگويد كه قدرت او در بازو و بدنش نبود ؛ بلكه به وسيله دعا كردن با ديگران مىجنگيد و همان گونه كه پيكار و نبرد به وسيله دست و قدرت بدن انجام مىشود
هامش
( 1 ) . عريش : هر پوششى كه سايه افكند ، سايه بان ؛ فرهنگ فارسى معين : 2 / 1587 .
( 2 ) . منهاج السنّه : 4 / 256 .