در حالى كه ما گفتيم اين حديث در
صحيح بُخارى ، سنن نَسائى و سنن ابن ماجه ، الطبقات الكبرى ، مسند
احمد و كتابهاى ديگر آمده است .
از طرفى دروغ دانستن اين احاديث توسط ابن تيميّه خود دليل بر حقّانيت اين شواهد و برترى اميرالمؤمنين عليه السلام بر ديگران است .
كوتاه سخن اين كه اگر عالم بودن به اصول و فروع و توانايى در برپا نمودن دليل و برهان و بر طرف كردن شبههها نخستين شرط مورد اتفاق بين مسلمانان براى امامت است و بايد اين شرط در آن كسى كه او را به عنوان امام برمىگزينند باشد ، ما اين شرط را در هيچ كس جز على بن ابىطالب عليهما السلام نيافتيم .
حال اهل سنّت در مقابل اين دليلها چه حديثى را در حقّ ابوبكر روايت كردهاند ؟ آنها فقط حديثى را به رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله نسبت دادهاند كه فرمود :
ما صبّ اللَّه في صدري شيئاً إلّاوصببته في صدر أبي بكر ؛
آن چه خدا در سينهء من قرار داد به سينهء ابوبكر انتقال دادم .
اگر اين حديث ، صحيح است ، پس چگونه ابن حزم مىگويد :
ابوبكر مسائل زيادى را نمىدانست و به ديگران مراجعه مىكرد و يا در امر قضاوت ، نادانى خود را آشكار مىساخت و براى حلّ مشكل از ديگران مدد مىگرفت .
امامت اميرالمؤمنين (ع) در سنجش خرد (فارسى) — صفحة 56
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٥٦