آمده است : « هر كس بدون مشورت با ديگر مسلمانان ، با كسى بيعت كند او و كسى كه با او بيعت شده هر دو كشته مىشوند » .
اكنون اين پرسش مطرح است كه « فلانى » كه مىخواست بيعت كند و آن « فلانى » كه مىخواستند با او بيعت كنند چه كسانى بودند ؟
چه چيزى باعث شد كه عمر نظريه شورا را مطرح كند با آن كه او عثمان را به عنوان خليفه پس از خود تعيين كرده بود ؟ چنانچه روايتش را ملاحظه كرديد .
حقيقت اين است كه امير مؤمنان على عليه السلام ، طلحه ، زبير ، عمار و گروهى كه همراهشان بودند در منا حضور داشتند و گاه دور هم مىنشستند و با يكديگر سخن مىگفتند و آن جا بود كه اين موضوع مطرح شد كه اگر عمر بميرد به يقين با فلانى بيعت مىكنيم و انتظار مىكشيدند كه عمر بميرد تا با فلانى بيعت كنند .
آنها در ادامه مىگفتند : بيعت با ابوبكر به صورت ناگهانى انجام شد .
منظور آنان اين بود كه ديگر آن فرصت گذشت و ما آن را ضايع نموديم و كار از دست ما خارج شد ؛ پس بايد منتظر فرصت بعدى باشيم كه آن نيز با مرگ عمر فراهم مىشود تا با فلانى بيعت كنيم .
هنگامى كه آنان مشغول چنين گفت و گويى بودند ، كسى در آن جمع اين سخنان را شنيد و اين موضوع را به عمر منتقل كرد . عمر
نقش شورا در امامت (فارسى) — صفحة 56
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٥٦