نداريم و بر اين باوريم كه غير از قرآن كريم هيچ كتابى نيست كه از آغاز تا پايانش صحيح باشد .
امّا سخن ما با كسانى است كه اين دو كتاب را صحيح مىدانند و بر اساس تصريحات خودشان با آنها سخن مىگوييم .
بنا بر آن چه گذشت ، معلوم شد كه برخى از اهل تسنّن قاعدهء ثابتى ندارند كه هميشه به آن پايبند بوده و لوازم آن را بپذيرند . آن چه هست خواستههاى نفسانى آنهاست كه به عنوان قواعد مرتب كرده و آنها را اصل و اساس قرار دادهاند . هر گاه خواستند آن قواعد را به كار مىبندند و هر زمانى كه موافق ميلشان نبود آنها را به بوتهء فراموشى مىسپارند .
متون ديگرى از حديث منزلت
حديث منزلت به جز در دو كتاب صحيح بخارى و صحيح مسلم به كيفيتهاى ديگرى نيز در كتابهاى مشهور و معروف اهل سنّت نقل شده است . ما اين متون را مىآوريم ؛ چرا كه هر نقل و هر متنى خصوصيّت ويژهاى دارد كه بايد به خوبى در آن تأمّل شود .
به روايت ابن سعد
ابن سعد در الطّبقات الكبرى اين حديث را به چند سند ذكر مىكند .