به عنوان نمونه اين حديث شريف را ملاحظه كنيد .
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود :
ستفترق امّتي على ثلاث وسبعين فرقة .
پس از من امّتم به هفتاد و سه گروه تقسيم خواهند شد .
اين حديث با اين تعبير در صحيح بُخارى و صحيح مسلم نيامده است ؛ ولى در سنن چهارگانه « 1 » موجود است . ابن تيميّه در رد اين حديث مىگويد : اين حديث در صحيحين نيامده است ! « 2 » با اين وجود كه نويسندگان سنن و مسانيد ؛ مانند امام احمد بن حنبل و علماى ديگر اين حديث را در كتابهاى خود نقل كردهاند ؛ ولى ابن تيميّه به بهانهء اين كه در صحيح بُخارى و مسلم نيامده است اين حديث را نمىپذيرد .
آن چه بيش از همه نظر هر انسان منصفى را به خود جلب مىكند اين است كه اهل سنّت بر قطعى الصدور بودن احاديث صحيحين تأكيد و نقل آنها توسط بُخارى و مسلم را دليل بر قبول روايت و نقل نكردنشان را دليل بر ردّ احاديث مىدانند ؛ با وجود اين هر گاه ببينند در
هامش
( 1 ) . چهار كتاب ديگر معتبر اهل سنت : سنن تِرمذى ، سنن ابن ماجه ، سنن نَسائى و سننابى داوود .
( 2 ) . منهاج السنّه : 3 / 456 .