دين از همه سختتر بود تا اين كه خدا پيامبرش را به سوى خود برد ، در حالى كه از تلاشش سپاسگزارى نمود و جايگاهش را بالا برد . پس از او فرزندان قبيله تيم ( ابوبكر ) و عَدى ( عمر ) و اميّه ( عثمان و معاويه ) بر ما هجوم بردند و حق ما را غصب نمودند . شما بر ما مسلّط شدهايد و به خويشاوندى خود با رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله استدلال مىكنيد ، در حالى كه ما از شما به پيامبر نزديكتر و به اين امر سزاوارتريم . ما در ميان شما همانند بنى اسرائيل در فرعونيان هستيم و على بن ابى طالب عليه السلام بعد از پيامبرمان همچون هارون براى موسى بود .
در اين هنگام عمرو عاص به او گفت : بس كن اى پيرزن گمراه ! سخنت را كوتاه كن كه عقلت را از دست دادهاى .
اروى گفت : اى پسر نابغه ! تو سخن مىگويى در حالى كه مادرت مشهورترين فاحشهء مكّه بود و مزدش از همه ارزانتر بود . پنج نفر از قريشيان تو را از آنِ خود مىدانستند . از مادرت پرسيدند كه تو از كدام يك ايشان هستى .
او گفت : همهء آنها نزد من مىآمدند . ببينيد بيشتر به كدام يك شباهت دارد ، بچّه را از آنِ او بدانيد . ديدند از همه بيشتر به عاص بن
نگاهى به حديث منزلت (فارسى) — صفحة 138
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٣٨