ابوبكر خواست جلو بايستد . پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود كه پرده را كنار بزنند ؛ وقتى كه چهرهء پيامبر صلى اللَّه عليه وآله پديدار شد ، ما تا آن زمان منظرهاى عجيبتر از چهرهء پيامبر نديده بوديم . پيامبر صلى اللَّه عليه وآله با دستش به ابوبكر اشاره كرد كه جلو بايستد . آن گاه حضرت پرده را انداخت و ديگر توان اقامه نماز جماعت را نداشت تا از دنيا رفت . « 1 »
به روايت مسلم
مسلم بن حجّاج نيشابورى نيز بارها اين حديث را در صحيح خود نقل كرده است كه مواردى را مىآوريم :
1 . احمد بن عبداللَّه بن يونس ، از زائده ، از موسى بن ابى عايشه ، نقل مىكند كه عبيداللَّه بن عبداللَّه گويد : نزد عايشه رفتم و به او گفتم : آيا مرا از بيمارى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله آگاه مىكنى ؟
گفت : آرى . هنگامى كه بيمارى پيامبر صلى اللَّه عليه وآله شدّت يافت ، فرمود : آيا مردم نماز خواندهاند ؟
عرض كرديم : نه ، مردم منتظر شما هستند اى رسول خدا !
فرمود : برايم در تشت مقدارى آب آماده كنيد . . . » تا آخر آن چه پيشتر از بخارى نقل شد .
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى : 1 / 241 ، باب اهل علم و فضل به امامت سزاوارترند ، حديث 649 .