رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله در حال بيمارى از منزل خارج و وارد مسجد شد . ديد ابوبكر ايستاده و مردم به او اقتدا كردهاند . وقتى ابوبكر متوجّه شد عقب رفت . رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله به او اشاره كرد كه همان جا بمان ؛ سپس رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله كنار ابوبكر نشست .
ابوبكر نمازش را با اقتدا به پيامبر خواند ، در حالى كه مردم به ابوبكر اقتدا كرده بودند . « 1 »
به روايت بخارى
بخارى اين قضيّه را در موارد بسيارى از صحيح خود نقل كرده است . وى در صحيح خود در كتاب نماز جماعت مىنويسد :
1 . عمر بن حفص بن غياث ، از پدرش ، از اعمش ، از ابراهيم نقل مىكند كه اسود گويد : روزى نزد عايشه بوديم و در مورد اهميّت نماز و بزرگداشت آن گفت و گو مىكرديم .
عايشه گفت : هنگامى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله بيمار شد - همان بيمارى كه منجر به وفات آن حضرت شد - وقت نماز فرا رسيد و اذان گفته شد . فرمود : به ابوبكر بگوييد نماز جماعت را براى مردم به پا دارد .
هامش
( 1 ) . الموطّأ : 1 / 136 ، كتاب نماز جماعت ، حديث 18 .