كه تو به من دستور دادى جز اين باشد كه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله تو را به آن امر كرده باشد و اگر چنين نبود براى مردم نماز نمىخواندم .
عبداللَّه پاسخ داد : وقتى ابوبكر را نديدم ، تو را از ديگران به نماز شايستهتر دانستم [ ! ] « 1 » اين قضيّه در روايت سالم بن عبيد اشجعى اين گونه آمده است :
سالم گويد :
هنگامى كه بيمارى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله شدّت يافت ، بىهوش شد . هر وقت به هوش مىآمد مىفرمود :
مروا بلالًا فليؤذّن ، ومروا بلالًا فليصلّ بالناس . « 2 »
به بلال دستور دهيد اذان بگويد ، و به بلال دستور دهيد براى مردم نماز بخواند .
البتّه پيش از اين روشن شد كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله ، مؤذّن خود ابن امّ مكتوم را براى نماز بر مردم جانشين خود كرده بود .
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى : 2 / 170 .
( 2 ) . بُغية الطّلب في تاريخ حلب : 9 / 4152 ، تأليف كمال الدّين ابن عديم حنفى ، متوفاى سال 660 ه . شرح حال او را ذهبى ، يافعى و ابن عماد در كتابهاى تاريخى خود آوردهاند و او را تمجيد كردهاند . و ابن شاكر كتبى در مورد او مىنويسد : « او محدّثى فاضل و حافظ و مورّخى صادق و فقيه و فتوادهندهاى نوآور ، بليغ و نويسندهاى توانا بود » ؛ فوات الوفيات : 3 / 126 .