2 - عمرو بن هرم
يكى ديگر از راويان حديث مزبور عمرو بن هرم است كه قَطّان او را ضعيف دانسته است « 1 » .
3 - وكيع بن جَرّاح
سومين راوى وكيع بن جَرّاح است كه رجالشناسان او را مورد طعن و عيب قرار دادهاند « 2 » .
غير از اين سه راوى ، در بيشتر طرق سند حديثى كه از حذيفه نقل شده است ، فردى با عنوان « مولاى ربعى بن خراش » وجود دارد كه طبق تصريح ابن حزم فرد مجهولى است .
البتّه در بعضى از طرق از اين مولى با نام « هلال » اسم برده شده كه او نيز مجهول است . ابن حزم در اين مورد مىگويد :
برخى اين فرد را با نام هلال ، مولاى ربعى ذكر كردهاند در حالى كه اين شخص مجهول و ناشناخته است و اصلًا معلوم نيست كه او كيست « 3 » .
هامش
( 1 ) ميزان الاعتدال : 5 / 349 .
( 2 ) همان : 7 / 127 .
( 3 ) الإحكام في اصول الأحكام : 6 / 809 .